عبد الجليل قزوينى رازى

108

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و دگر آنكه - هر كه او « 1 » محلّ و مرتبت حسن و حسين داند مانند اين سخن نگويد كه نفس و جان و جگر مصطفىاند و سيّد عليه السّلام گفته است كه : الحسن و الحسين « 2 » منّي ، و گفته كه : هذان « 3 » امامان قاما أو قعدا و أبوهما خير منهما ، تا معلوم شود كه اين حديث دروغ و بهتان است و على بهتر است و عالم و معصوم ، و همهء صحابه محتاج علم او « 4 » ؛ و الحمد للّه ربّ العالمين . آنگه گفته است : « و چون در بازارها اين شعرهاى محال خوانند و تركان بشنوند و خود ندانند كه آن چيست و آنها كه پيش ازين بر سرّ و رمز روافض واقف بودند دانستند كه چند را ازين مناقبيان رافضى زبان ببريدند و در سارى خاتون سعيده « 5 » سلقم بنت ملك شاه رحمه اللّه كه زن اصفهبد على بود بو طالب مناقبى را زبان بفرمود ببريدن كه اندر آن بيشه گريخته بود و هجو صحابهء پاك و قدح زنان رسول خداى ميخواند « 6 » » . اما جواب آنچه گفته است كه : « تركان ندانند كه مناقبيان چه خوانند » . ممكن نيست كه بر پشت زمين از ملحدان گذشته تركان غازى را دشمنى هست سخت‌تر از اين مصنّف نامنصف كه در هرفصلى از فصول اين كتاب اشارتى كرده است يك جا به بىحميّتى « 7 » و يك جا بنادانى و يك جاى بغفلت تركان ، و اين مايه بندانسته است كه تركان عالم و عاقل‌اند و جهانبانى و جهاندارى بهر زه بديشان بنيفتاده « 8 » است و حرمت مناقب‌خوانان كه دارند از اعتقاد پاكيزه و دوستى امير المؤمنين باشد كه مردان مردان را « 9 » دوست دارند و خصومتى كه اين خواجهء نو سنّى را با على و با اولادش و مدّاحان او هست تركان را نيست . و امّا آنچه حوالت كرده است به دختر ملك شاه سلطان كه زن اصفهبد على

--> ( 1 ) - ع ث ب ح د : « ديگر آنكه او » . ( 2 ) - ع ث ب م : « حسن و حسين » . ( 3 ) - م ب : « و هما » . ( 4 ) - ث م ب باضافهء : « بودند » ح د : « بوده‌اند » . ( 5 ) - ع م ح د : « سعيد » . ( 6 ) - ث ب م : « خواند » ح د : « ميخواندند » . ( 7 ) - ث : « به بىحمايتى » . ( 8 ) - غير ع : « نيفتاده » . ( 9 ) - م ث ب باضافهء : « با جان و دل » .